خوشحالم.....
خوشحالم ازاینکه بعضیهابه وبم سرمیزنن ونظرات قشنگی هم میدن..
دارم به این نکته ازکوزه همان برون تراودکه دراوست پی میبرم!!
چه شخصیت بزرگی دارن بعضیهااین رانظراتشون نمایان میکنه!!!
اماااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بعضیهامیان ولی اثرقشنگی....
قابل توجه بعضی دوستان!!
من دوست دارم کارم رابه صورت تخصصی انجام بدم بنابه فرمایش امام خامنه ای بحث ازدواج راشروع کردم...
دوستانی که میدونن مطالب به دردشون نمیخوره وعلامه دهرهستن
میتونن...
البته ببخشین این حرف رامیزنم!!!
ولی میتونن دیگه به این وب سرنزنن!!
بازم تشکرفراوان ازهمه ی دوستان عزیز وهدفمنداین وب...
روزگارتون طلایی!!!!
ازجمعه های بی تو چه دلگیرمی شوم/جان خودم زجان خودم سیر می شوم
باهرنفس که میکشم اقرارمی کنم/از این نبودنت به خدا پیرمی شوم
گر با دل خراب رسیدم به محضرت/چون که فقط به دست تو تعمیرمی شوم
ازاینکه انتظارتو رامیکشم ببین/از مردمان شهر چه تحقیرمی شوم
فکرندیدن تو رهایم نمی کند/پس حق بده که این همه درگیرمی شوم
تنها نه جمعه ها که تمامی طول سال/از روزهای بی تو چه دلگیرمی شوم
جهت تعجیل در ظهورش درک حضورش نثارگل رویش صلوات
کوه پرسید ز رود، زیر این سقف کبود، راز ماندن در چیست؟؟!!!!
گفت : در رفتن من... کوه پرسید : و من؟؟!!!!
گفت: در ماندن تو !!!!
بلبلی گفت: و من؟؟!!!!
خنده ای کرد و بگفت: در غزل خوانی تو!!!!
آه از آن آبادی، ک در آن کوه روَد، رود مرداب شود و در آن
بلبل سر گشته سرش را به گریبان ببرد و نخواند دیگر،
من و تو: بلبل و کوه و رودیم
راز ماندن جز در
خواندن من، ماندن تو،
رفتن یاران سفر کرده یمان نیست، بدان !!!!!![گل]
من را به غیر عشق به نامی صدا نکن


غم را دوباره وارد این ماجرا نکن
بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن
با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن
در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن
من در کنار توست اگر چشم وا کنی
خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن
بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود
تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن