X
تبلیغات
رایتل

مادرانه

 مادرانه ...

ما اگر شعر و دفتری داریم

از دعاهای مادری داریم

شعرهامان طلاست از یُمنش

مادر کیمیاگری داریم

غزل از نامشان پر از گل شد

بین اشعار قمصری داریم

آنقدر "دانه های معنی" هست

خط به خط ما کبوتری داریم

دوسه تا فاطمه نوشتیم و

شد قیامت! چه محشری داریم!

ما کجا و ز فاطمه گفتن؟

ما که ذهن محقّری داریم

این هم از لطف های مادری است

اینکه توفیق نوکری داریم

آفتاب است و ما همه ذره

مادر ذره پروری داریم

مثل مرد از علی حمایت کرد

بَه! بنازم! چه مادری داریم!

ما مسلمان دست زهراییم

بهتر از این پیمبری داریم؟

أشهدُ أنَّ: فاطمه حق است

در اذان بند دیگری داریم

به خدا که خود خدا گفته

ما کجا چون تو دختری داریم؟

تو نبودی لَما خلقتُ علی

ما برای تو حیدری داریم

نوش جان شما همین باده

ما که انگور بهتری داریم

با دو جرعه علی علی مستیم

ما میِ ناب کوثری داریم

حسبُنا فطمه، تو که باشی

چه نیازی به دیگری داریم؟

تو بگو جان بده، بفرمایید!

در عوض آبرو خریداریم

حرز نام تو می فروشیم و

زحل و زهره مشتری داریم

بچه های توایم مادر جان

شکر حق سایه ی سری داریم

گیرم آتش به خانه ات بزنند

غیر ازاینجا مگر دری داریم؟


قصد من شادیانه گفتن بود

ورنه می گفتم از بهار کبود ...
 
شاعر: داود رحیمی


برچسب‌ها: مادرانه، عشق، عشق مادر